'6
دیوار مست و پنجره مست و اتاق مست!
این چندمین شب است که خوابم نبرده است
رؤیای «تو » مقابل «من » گیج و خط خطی
در جیغ جیغ گردش خفّاش های پست
رؤیای «من » مقابل «تو » - تو که نیستی!
{دکتر بلند شد... و مرا روی تخت بست}
دارم یواش واش... که از هوش می رَ... رَ...
پیچیده توی جمجمه ام هی صدای دست ↓
هی دست، دست می کنی و من که مرده ام
مردی که نیست خسته شده از هرآنچه هست!
یا علم یا که عقل... و یا یک خدای خوب...
« - باید چه کار کرد تو را هیچ چی پرست؟! »
من از... کمک!... همیشه... کمک!... خسته تر...کمک!!
{مامان یواش آمد و پهلوی من نشست}
« - با احتیاط حمل شود که شکستنی ... »
یکهو جیرینگ! بغض کسی در گلو شکست!
سید مهدی موسوی
